وبلاگ برادران امیدوار
Just another WordPress.com weblogآرشیو برای معرفی
سفر با برنامه
يادمه وقتی پنج شش ساله بودم از اين بچه هايی بودم که محال بود شب بخوابم مگه روی دامن پدرم. پدرم مثل اکثر ايرونيا، نقال خيلی خوبی بود. فکر می کنم روی گفته ها و داستانای ايشون بود که فکر شورش جهانگردی به کله من رخنه کرد. يادمه وقتی هشت ساله بودم، يه روز پدرم داشت روزنامه کيهان می خوند و توی صفحه اول نوشته شده بود “در تبت دنبال يک خدا می گردند!” من از پدرم پرسيدم ما از موقعی که به دنيا اومديم فقط يه خدا داشتيم! پس چطور اينا دارن دنبال خدا می گردن؟ پدرم گفت پسر، در تمام دنيا يه مذهب نيست و هر کشوری غذا، لباس و فرهنگ مختلفی داره!”

“با شنيدن اين جمله از پدرم توی من هيجان عجيبی به وجود آمد و گفتم اگر دنيا اونقدر ديدنيه، من بايد حتماً از تمام تاريکیای جنگلای مخوف و تمام پنج قاره ديدن کنم! وقتی بيست و يک ساله بودم و برادرم عيسی بيست و سه سال داشت، ايران رو ترک کرديم. ما سفر خودمون رو مثل يه کمپانی عظيم شروع کرديم، يعنی قبل از حرکت در سال ۱۹۵۴ يه برنامه چهار ساله درست کرديم و اون رو اجرا کرديم.”
سخنان عبدالله امیدوار به نقل از مصاحبه با بی بی سی
سفر ما
سال 1333، سال آغاز سفر پرخطر ما دو برادر بود، و اين سفر که ده سال به درازا کشيد در زمانی انجام شد که امکانات سفر، قابل مقايسه، با جهان امروز نبود بيشترين دوران سفرهای ما در شگفت انگيزترين مناطق پنج قاره جهان و در سخت ترين شرايط انجام گرفت ما از مدار قطبی شمال آمريکا و کانادا تا سرزمين آتش که در جنوبی ترين بخش قاره آمريکا قرار دارد را در گذر نه سال زير پا گذاشتيم و در اين مدت، لحظه لحظه های زندگيمان را به ديدن، انديشيدن، و تجربه اندوزی گذرانديم و بيشتر از همه درباره ی نخستين بوميانی که در گذشته دور به آمريکا آمده و در آنجا ماندگار شده بودند به پژوهش پرداختيم از شهرهای کوچک و بزرگ کشورهای دنيا که گذشتيم، در بسياری از کالج ها و دانشکده های مهم، درباره آنچه که در جاجای جهان ديده بوديم، سخنرانی کرديم و فيلمهايی را که با سخت جانی بسيار تهيه کرده بوديم برای آنان به نمايش گذاشتيم و اين چنين بود که صدها مقاله مصور که چکيده ی تحقيقات ما بود در بزرگترين مجلات و روزنامه های کشورهای دنيا به چاپ رسيد و نام ما به عنوان دو جهانگرد ايرانی بر سر زبانها افتاد ما با بيشتر رؤسای جمهور، نخست وزيران، پادشاهان و شخصيت های فرهنگی کشورهای جهان ديدار و با آنان به صحبت نشستيم در پايان اين سفر درازمدت، برادرم عبدالله در کشور شيلی اقامت گزيد و هم اکنون نه تنها سردبيری دو مجله سينمائی و سياحتی را در شهر سانتياگو بر عهده دارد، بلکه او با پايه گذاری يکی از بزرگترين مراکز سينمائی، نام ايران را در آن ديار نيز پرآوازه ساخته است اما من “عيسی” پس از بازگشت در ميهنم ايران عزيز رخت اقامت افکنده و برای هميشه در اينجا خواهم ماند اگرچه انديشه هايم همواره در افق های دوردست و در سرزمين هايی در چرخش است که با نمادهای سحرآسای خود هر لحظه به اميدواران اميدهای تازه ای می بخشند.
آغاز سفر
سفر به دور دنیا آرزوی هر انسانی است. برادران امیدوار بیش از پنجاه سال پیش با جسارتی مثال زدنی و تنها با دو موتورسیکلت به دنبال کشف نادیده های سرزمینهای دور حرکت کرده و نزدیک ده سال با تمام مخاطرات و هیجان های شنیدنی دست و پنجه نرم کردند.

این وبلاگ زیر نظر مستقیم آقای عیسی امیدوار، سعی خواهد کرد گوشه ای از دیدگاهها، نظرات و خاطرات جذاب و بعضا ناگفته ایشان را در اختیار دوستداران ایشان قراردهد و تا حد ممکن ارتباطی صمیمی و دوطرفه را برقرار سازد.